تبليغاتX
X
چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 14:48
نمونه سوال دینی اول راهنمایی pdf                             نمونه سوال تاریخ اول راهنمایی pdf                             

نمونه سوال جغرافی اول راهنمایی                                نمونه سوال اجتماعی اول راهنمایی

                                     نمونه سوال ریاضی اول راهنمایی

نمونه سوال دینی دوم راهنمایی                                 نمونه سوال ریاضی دوم راهنمایی

  

نوشته شده توسط سید داود ابراهیمی | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 12:48
آموزش و پرورش روندي با آهنگ يكسان نيست. يعني با پيشرفت ، وقفه و حتي با سير نزولي همراه بوده و هم چنين مستلزم وقت وسرمايه گذاري دراز مدت است.  شكيبايي و بردباريِ مداومِ اوليا به كودك امكان مي دهد كه دانستني هاي مورد نياز خود را با روال طبيعي ، بدون تحت فشار قرار گرفتن و مواجهه با ايجاد مانع ، به دست آورد. در ضمن ، بردباري را نبايد با حالت انفعال ، اشتباه گرفت. زيرا منظور از بردباري ، اين نيست كهوقتي مشكلي به وجود مي آيد، اقدامي پيشگيرانه و مقتضي انجام نگيرد و تنها براي حل گرفتاري ، آن هم به صورت خود به خود ، انتظار كشيده شود. اين جا ست كه موضوع هوشياري و مواظبت مبتني بر گوش فرا دادن به صحبت هاي كودك و بررسي آن هاست ف پيش مي آيد.  ايفاي نقش پدر يا مادر مستلزم درگيري مداوم بوده به اين معنا كه شخص بايد بداند كه موارد و مطالب را تكرار كند ، انتظار بكشد و مايوس نشود. اگر كوشش افراد در همه حال نتايج آني وسريع به بار نياورد، بايد اطمينان داشت كه دير يا زود ، تاثير و كارايي آن نمايان خواهد شد. مواردي كه بايد از آن ها دوري جست  گرايش به اين كه كودك خيلي زود بالغ شود. يا برعكس همچنان نيازمند نوازش پدر و مادر باشد.  توجه نكردن به كودك ، جز هنگامي كه مشكلي پيش مي آيد.  از ترس اتفاقاتي كه امكان دارد براي كودك روي دهد و يا كار اشتباهي مرتكب شود، هميشه در بيم و هراس بودن.
نوشته شده توسط سید داود ابراهیمی | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 23:48

 

عكس از:پرشين گرافيك

 

منبع عكس

 

 

خسته ام از آرزوها ، آرزو هاي شعاري

 

شوق پرواز مجازي، بال هاي استعاري

 

لحظه هاي كاغذي را  ، روز و شب تكرار كردن

 

خاطرات بايگاني ،زندگي هاي اداري

 

آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي روبه پايين

 

سقف هاي سرد و سنگين ، آسمان هاي اجاري

 

با نگاهي سر شكسته ، چشم هايي پينه بسته

 

خسته از درهاي بسته ، خسته از چشم انتظاري

 

صندلي هاي خميده ، ميز هاي صف كشيده

 

خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري

 

عصر جدول هاي خالي ، پارك هاي اين حوالي

 

پرسه هاي بي خيالي ،نيمكت هاي خماري

 

رونوشت روزها را ، روي هم سنجاق كردن

 

شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري

 

عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزو ها

 

خاك خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري

 

روي ميز خالي من ، صفحه  باز حوادث

 

در  ستون تسليت ها ، نامي از ما يادگاري

 

 

زنده ياد: قيصر امين پور

 

 

نوشته شده توسط سید داود ابراهیمی | لینک ثابت | موضوع:  
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ساعت 22:16

آيا مي شود هم از عملكرد مسولين ناراضي بود و هم در انتخابات شركت كرد؟

 

هم از رفتار و دروغگوييشان عصباني بود و هم در راهپيمايي شركت كرد؟

 

مي شود تمام ضعفهارا پذيرفت ولي باز هم حمايت كرد؟ نمي دانم با اين تضاد چگونه كنار بيايم.

 

 تا به حال هميشه از نظام حمايت كرده ام. براي اين كه به مباني آن اعتقاد دارم. هنوز هم دفاع مي كنم.

 

 مي دانم نقاط قوت بسيار است ولي نقاط ضعف هم.وقتي بي نظمي ها، بي برنامگي ها و بي تقوايي ها را مي بيني.

 

وقتي مي بيني نمايندگان مجلس وقت مردم را تلف مي كنند. سر چيز هايي كه پشيزي نمي ارزد.

 

 وقتي مي بيني يكيشان پشت تريبون دادو بيداد مي كند تا نظر موافق يا مخالف نمايندگان را

 

 نسبت به يك طرح يا لايحه ( مثلاً مهم) جلب كند ولي كسي گوش نمي دهد و همه دارند يا درگوشي صحبت مي كنند

 

 يادر حال قدم زدن هستند و يكي هم آن گوشه اس ام اسي كه برايش آمده مي خواند و

 

آهسته مي خندد( البته به ريش مردم) . چرا كه ديشب پشت تلفن به هم خطي هايش قول داده كه راي بدهد ياندهد.

 

 وقتي مي بيني با عناوين دهان پركن طرح و لايحه  تصويب مي كنند و لي هيچ يك از آنها شامل تو

 

 وهمسايگانت به شعاع 365 كيلومتري نمي شود. وعملاً چيزي عوض نمي شود.

 

وهمه چيز تشريفاتي است. روي كاغذ قانوني است و آن هايي كه راه و رسم پدر سوختگي را بلدند

 

 و دستشان به جايي بند است از اين بند هاي شيرين استفاده مي كنند

 

 ومسئول امر نيز با پررويي و شايد هم حماقت كبك منشانه  تكذيب مي كند و يك سال بعد مسولين با بادي در غبغب

 

 بيلان مي دهند كه فلان مقدار بنگاه زود باز ده ايجاد شد و بهمان تعداد از بيكار ها كم شد .

 

( زهي خيال باطل).وقتي چند سالي است بابت كاري كه انجام داده اي سنار سه شاهي از دولت طلب

 

داري  وهر دفعه يكي مي آيد و چرند و پرند هايي بلغور مي كند كه بله اينقدر از عهد بوق مانده بود

 

 ما داديم و چيزي نمانده  آن هم  اوناهاش دارن مي دن! تازه هنوز خبري از دادن حقت نيست يك دفعه

 

 حكم جديد مي آيد دستت كه  دوزار پولي هم كه بابت مناطق محروم روي فيش حقوقيت بود حذف شده

 

 و اون هم تاريخ اجرايش از يك سال پيش است و جالب اين است كه از همين سر برجاعمال خواهدشد

 

 و از همه جالبتر اينكه اصلاً به شما مربوط نيست چرا؟ البته مي گويند كه تو اين چند ده سال غير قانوني بوده

 

 ولي مسولين چشم بصيرت نداشتند متوجه اين قضيه شوند كه البته شكر خدا  جديداً يكي متوجه شده است .

 

( لابد هموني كه گفته بود . معلم ها بر اساس سيستم سكولار تربيت شده اند و بايد اصلاحشان كرد و

 

آن هم با دوره عملي نماز خواندن). نكنه منظورش معلم هايي  است كه سال بعد سي سال خدمتشون تمام مي شود

 

 والا معلماي پيشين كه بازنشسته شده اند .وقتي بنزين را براي تو سهميه مي كنند ولي آقايان نماينده

 

 با پررويي تمام خودشان براي خودشان ( البته غير از اون مقداري كه خدا عالم است) .ماهيانه 200 ليتر هم اضافه تعيين

 

مي كنند تا بنده خدا ها به حوزه هاي انتخابيشان سر بزنند.و فكر مي كنند مردم احمقند ونمي دانند كه اين

 

 آذوقه تبليغشان است . چرا كه سالي به 12 ماه آفتاب نماينده اين طرفا طلوع نمي كند.

 

البته نمي دانم اين چه خبطي بود آن ها مرتكب شدند. آخه وقتي يه آدم پيزوري كه دستش به هيچ جا بند نيست

 

و با آب حموم صاحب دوست شده، به راحتي بنزين زير سبيلي گير مي آورد. ديگه  نماينده كه احتياجي به اين حرفا نداره .

 

 راستي نماينده ها خودشون ماشينشون رو بنزين مي زنند؟ البته اگه سرماي بي سابقه امسال بادمجان هاي  دور قاب را زده

 

باشد ممكن است.

 

راستي چرا هرچيزي را كه تكذيب مي كنند درست از آب در مي آيد؟

 

مي گويند پودر لباسشويي گران نشده فردا ناياب مي شود. مي گويند كي گفته سهميه  سفر بنزين داريم؟ دروغه .

 

 فردا مي بيني كارتت شارژ شده.عزل فلان وزير را تكذيب مي كنند فردا خبر استعفايش  مي آيد.

 

آقاي رييس جمهور در نطق تبليغاتي خود در برابر سوال مجري تلويزيون مبني بر اينكه:

 

 ((شما كه مي خواهيد وضع معيشتي معلمان را ارتقا دهيد پولش را از كجا مي آوريد؟)) جواب مي دهد:

 

 (( وقتي مي گوييم اولويت با آموزش و پرورش است ، يعني اول اين جا بعد جاهاي ديگر)).

 

 مي دانيد منظورش چه بود؟ انحلال كانون هاي صنفي ، توبيخ معلمان ، زنداني كردن آن ها ، تعليق حقوق ،قطع جذب مناطق

 

محروم روستايي . آن هم از يك سال پيش و............

 

 با پررويي تمام چند سال نظام هماهنگ پرداخت حقوق را سرگردان و بلا تكليف رها كردند. وقتي هم كه تصويب شد.

 

 يك شير بي يال و دم بود . تازه شيرينش اين جاست كه تاريخ اجراي آن از ابتداي امسال است ولي از سال بعد خواهيم داد.

 

 البته پول نه! سهام.خوب خودتان هم مي دونيد كار سختي است و يك سال طول مي كشدتا

 

 آيين نامه هايش تنظيم شود و بالاخره اين كه آزمايشي است و پنج ساله .

 

 اون هم معلوم نشد كه بالاخره شركت  نفت و فولاد و..........تحت قانون تجارت جهاني دستمزد مي گيرند يا

 

 با توجه به نظام هماهنگ( آدم نمي داند اين كمدي است يا تراژدي. بخندد يا گريه كند.)

 

با اين وضع به چه اميدي بايد در انتخابات شركت كرد؟به چه كسي بايد راي داد؟ آيا نمي شود راي ندهيم؟

 

نه نمي شود.

 

راستي اگه من وتو ايشان راي ندهيم آدماي لايق مي آيند سر كار؟ يا ممكن است نظام ساقط شود؟

 

 فكر مي كني اگر اين نظام ساقط شود .چه نظامي به جاي آن بيايد بهتر است؟

 

 چند نوع نظام حكومتي مگر در جهان داريم ؟ سلطنت كه هيچ وقت نمي شود. مشروطه هم كه همين طور.

 

پس باز هم مي ماند جمهوري.  فوقش اسلامي نباشد. باشد همان دموكراتيك. راستي با عوض شدن

 

 اسم همه چيز درست مي شود يا باعوض شدن لباس مسولين از عبا و عمامه به كت و شلوار و كراوات؟

 

به نظرتو مشكل ما از اسلام است يا از عمل نكردن به اسلام؟

 

يعني بي تقوايي يك نماينده ، بي لياقتي يك وزير ، دزد بودن يك معاون و يك رييس ، از اسلام است؟

 

پس دو راه بيشتر برايت نمي ماند يكي اين كه با اين نظام مبارزه كني. كه چي بشه؟ نظام عوض بشه. چي به جاش بياد؟

 

 يه جمهوري ديگه. اونوقت آدماش رو از مريخ مي آريم؟

 

راه دوم اين كه راي ندهي نااميد بشوي و بري يه گوشه و منتظر مرگ بشي.

 

اتفاقاً اين نسخه را همان هايي مي پيچند كه لياقت ندارند، آخه

 

اگر آدم هاي بالياقت وسط ميدان باشند به نظرت ، بادمجان هم قاطي ميوه ها حساب مي شود؟

 

 راستي چرا كساني كه سرشان به تنشان مي ارزد ،وارد معركه نمي شوند؟ يا اگر هم بشوند راي نمي آورند؟

 

 شايد بگويي رايشان را مي دزدند. اما من فكر ميكنم نقل اين حرف ها نيست. يك مثال كوچك برايت ميزنم .

 

ما تو شهرمون يك تعاوني مصرف داريم. يك عده آدمي كه مادرشون به زور آن ها را مي فرستاد

 

تا براي خانه اشان نون بگيرند ، حالا شدند. هيات مديره و رييس و منشي و هزار چيز ديگر اين شركت.

 

 وتا دلت بخواهد يخچال و ماشين لباسشويي مي آورندو تازه از بازار هم گرون تر مي دهند .

انگار اعضا ي اين تعاوني به جاي آب و نون يخچال مي خورند. القصه. اين آدم

 

ها هميشه انتخاب مي شوند. آن هم هروقت بخشنامه مي آيد براي انتخابات، موضوع اين است كه

 

 در دور اول به حد نصاب نرسيد و در دور دوم با همون 5 و 6 نفري كه از طرف خودشون مي آيند

( البته هركدام با وكالتنامه 10 الي 15 نفر از اطرافيانشون)  انتخابات رو برگزار مي كنند و با سلام و صلوات جلسه رو ختم مي كنند

 

 و  از فردا مدام غر غر اعضا و ابراز ناراحتي از اعضاي هيات مديره و به قول خودشون ((بچاپ بچاپ))

 

 به نظر شما اون 5 و6 نفر ترجيح مي دهند كسي به انتخابات بيايد يا نيايد؟

 

 پس مشكل ما عوض شدن نظام و اسم حكومت و لباس حاكمان نيست. بايد افكار را عوض كرد

 

 يك جوري كه با عرضه ها خانه نشين نشوند.. البته هميشه هم آدم با عرضه اين نيست كه

 

مخالف خوان باشد  و هميشه با حاكمان بجنگد. با عرضه كسي است كه همين وضعيت را اصلاح كند.

 

و الا خراب كردن را كه همه بلدند. ساختن

 

كار هر كسي نيست.

 

 

نوشته شده توسط سید داود ابراهیمی | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 21:38

چگونه بزرگسالان ، خلاقيت كودكانشان را (( نابود )) مي سازند؟

·       اصرار داشتن بر اين كه كودكان كارها را (( درست )) انجام دهند. آموزش دادن به كودك در اين مورد كه تصور كند ،

تنها يك راه درست براي انجام كاره وجود دارد ، تمايل و اشتياق به جست و جو ي راه حل هاي نوين را نابود مي سازد.

·       فشار آوردن براين كه كودك  (( واقع گرا)) باشدو تخيل خود را متوقف سازد. هنگامي كه ما پرواز رؤيا ها و تخيل كودك

را برچسب (( احمقانه ))  مي زنيم، كودك را با شتاب به زمين پرتاب خواهيم كرد و تمايل و اشتياق او را به نو آوري و ابتكار،

خرد مي كنيم و آن را نابود مي سازيم.

·       مقايسه كودك با ديگر  كودكان . اين عمل ، فشار زيركانه اي است كه بر كودك وارد مي شود تا تبعيت جو باشد. در حالي

 كه جوهره و اساس خلاقيت ، آزادي از تبعيت جويي و مطيع نبودن است.

·       ترغيب نكردن  كنجكاوي كودكان ، يكي از قطعي ترين و مشخص ترين  شاخص هاي خلاقيت ، (( كنجكاوي)) است. در

عين حال ، ما اغلب پرسش ها ي كودكان را ناديده مي گيريم. چرا كه براي اين پرسش هاي (( احمقانه )) فرصت نداريم.

 

               اين عکس را از آدرسی که روی عکس هست گرفته ام. سر بزنيد پشيمون نمی شويد

پرسش هاي كودكان ، استحقاق اين را دارند كه محترمانه شمرده شوند.

شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 21:37

راه هاي كمك اوليا ، در انجام تكاليف فرزندان

1- اختصاص يك محيط مناسب:

محيط مناسب محلي است كه كمتر از عوامل حواس پرتي برخوردار است.( دور از سر وصداي راديو ، تلويزيون ، صحبت خانواده ).

 هم چنين در اين محيط به شرايط فيزيكي فرزند ، از جمله ميز كار و يا محل نشستن مناسب توجه شده است. در اين فضا پيش بيني

يك جعبه ابزار ، مختص فعاليت هاي منزل ، موجب مي شود تا هنگام كار ، به دليل نداشتن وسيله لازم مدت زماني به هدر نرفته و

دانش آموز تمركز خود را از دست ندهد.

2- برنامه ريزي زماني:

بهتر است اوليا با مشورت با فرزند خود ، در تهيه ي يك برنامه ي زماني براي انجام تكاليف به توافق برسند . در اين صورت است كه

دانش آموز نسبت به اجراي آن مسئوليت ، احساس مي كند. سعي كنيد در برنامه ريزي به كودك نشان دهيد كه همه  ي فعاليت هاي

 روزانه ي او ( استراحت ، بازي ، صرف غذا و انجام تكاليف) اهميت دارد،. آنان را طوري هدايت كنيد كه فعاليت هاي مدرسه اي

در ساعات پاياني روز نباشد.

3- سلامت رواني محيط:

عصبي شدن ، با فرياد يا صداي بلند صحبت كردن ، شكوه و گلايه كردن اوليا ، قبل  وبعد يا حين انجام تكاليف موجب مي شود تا

كمكم فرد ، هنگام انجام تكليف، احساس نا خوشايندي داشته باشد.

شادابي و نشاط خانواده ، در اين شرايط و برگزاري يك جشن كوچك ، پس از انجام تكليف( خوردن بستني يا شيريني و چاي) و

گفت و گو هاي شاد ، به ترين پاداش غير مستقيم ، پس از انجام فعاليت است.

۴-ارج نهادن به تلاش:

تلاش دانش آموز ، قابل تقدير است. اما بايد توجه داشته باشيم كه اين تقدير ، همراه با يك جايزه و يا وعده  و رشوه هاي

غير مستقيم ، به شكل عادت در نيايد.

توجه داشته باشيد براي آن كه كودك را وادار به انجام تكليف كنيد ،  از قبل به او وعده اي ندهيد. پس از انجام  تكليف ، از همان

روش بستني خوردن و...... استفاده كنيد.

 

۵- مسئوليت در عملكرد:

اوليا مي توانند همراه با رفتار هاي حمايت گر خود ، نقش قاطعانه نيز داشته باشند و از فرزند خود ، بخواهند كه مسئوليت عملكرد

خود را به عهده بگيرند.

برگرفته از كتاب((غني سازي تكاليف آموزشي)) تاليف بهمن حوري زاد

یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 2:9

 در مبحث دستگاه هاي شمار در رياضيات دوم راهنمايي سوالاتي اينچنين مطرح مي شود که آيا عدد زير در مبناي

نوشته شده درست است يا خير ؟ اگر درست نيست، شکل درست آن را بنويسيد.

مثال:   3(15263)   مي دانيم در هر مبنايي ارقام نمي توانند با مبنا برابر و يا از آن بزرگتر باشند.

 بنابراين در اين مثال ارقام 5  و 6  و3  نادرست مي باشند.

حال براي نوشتن  صحيح اين عدد بايد به شيوه زير عمل کنيم:

از سمت راست شروع مي کنيم.

اولين رقم يعني   3 با مبنا، برابر است ، بنابراين قابل قسمت ( دسته بندي) به   3 مي باشد.

عدد 3 را بر  3( مبنا) تقسيم مي کنيم. باقيمانده، يعني عدد  صفر را درسمت راست نوشته

 خارج قسمت يعني عدد 1 را به رقم بعدي يعني عدد   6 مي افزاييم.

رقم بعدي يعني عدد 7 را بر 3 تقسيم کرده ، باقيمانده يعني عدد 1 را نوشته و خارج قسمت،

 يعني عدد 2 را به رقم بعدي ( عدد 2 ) اضافه مي کنيم.بدين ترتيب تا انتها ادامه مي دهيم.

در نهايت شکل صحيح عدد را در مبناي خواسته شده به دست مي آوريم:     3(100110)

 

نوشته شده توسط سید داود ابراهیمی | لینک ثابت | موضوع: دستگاه های شمار